تبليغاتX
نجوا

نجوا

یا صاحب کل نجوی

خدایا!

به سوی تو آمده ام

رخصت شرکت در مهمانی با شکوهت را بر من ارزانی بدار

شرمم باد اگر دعوت به مهمانی با این عظمت را بی پاسخ بگذرام

 

خدایا!

در برابر فرشتگانت،

از این افتخار بزرگ بر خویشتن می بالم

و از پیشگاه با عظمت و کبریایی ات

از اینکه نام بنده تو را بر خویش دارم؛

که تنها جواز ورود به این مهمانی بس عظیم است؛

سپاسگزارم

 

خدایا!

می خواهم تمام برگ های تعلق را دور بیفکنم

می خواهم فقط به عشق تو وارد این مهمانی شوم

خدایا مرا هم بپذیر

و روح و جسمم را آماده این پذیرایی با شکوه بگردان

 

الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 22:54  توسط   | 

خدایا!

امشب جسارتی دیگر دارم

می دانم که شایستگی این نجوا را ندارم،

اما چه کنم؟!

من هم آرزوی دیدار خانه ات را دارم!

آنان که به دیدار خانه ات نائل آمدند،

پرواز روح خویش را در آن لحظات وصف ناپذیر می خوانند

 

خدایا!

آیا به من هم این شایستگی را می بخشی،

تا من هم مهمان خانه ات شوم!؟

 

خدایا!

مرا به اعماق درونم ببر

تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم

و مرا بیاموز که پیوسته تو را بجویم

و به تو رو کنم

 

یا خیر الرازقین   یا خیر الرازقین   یا خیر الرازقین ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 0:5  توسط   | 

خدایا!

خودت به من آموختی که:

اطاعت کنندگان به اطاعتشان ،

نیکوکاران به نیکوکاریشان،

و عارفان به معرفتشان امید دارند،

 

ولی گنهکاران که جز به فضل تو هیچ امیدی ندارند!

 

ای خدای گنهکاران!

اگر از پیشگاه تو نا امید برگردم،

پس به بارگاه چه کسی باید پناهنده شوم؟!

یا اله العاصین  یا اله العاصین  یا اله العاصین...

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 8:37  توسط   |